کاریکاتور خودم!!!!!
هر وقت یاد هشتمین دوسالانه کاریکاتور تهران میفتم داغ دلم تازه میشه!
خدا میدونه خیلی زحمت کشیدم
.حدود 2 ماه کامل وقت صرف کردم تا تونستم 7 تا کار همسطح و با کیفیت اجرا کنم. خیلی انگیزه داشتم و بیشتر از اون خیلی امید داشتم تا بتونم حداقل جزء 10 نفر اول باشم ولی نمیدونستم کارای خوب تو مسابقات همیشه برنده نمی شند
.از اون بدتر نمیدونستم که نتایج دوسالانرو 1 هفته زودتر به برنده ها اعلام شده و تصور میکردم که اسم برنده هارو مراسم اختتامیه اعلام میکنند تا به نحوی سورپرایز بشن.خلاصه چشمتون بد نبینه من از همه جا بیخبر با صد تا امید و آرزو از کرج به سمت موزه هنرهای زیبا محل اختتامیه براه افتادم.![]()
همزمان نمایشگاه مجسمه سازی هم در موزه دایر بود.اول خودمو با دیدن مجسمه ها سرگرم کردم و بعد که خسته شدم ترجیح دادم روی صندلی خالی بشینمو کمی استراحت کنم.
چشامو که روی هم گذاشتم صدایی رو شنیدم که داشت درباره دوسالانه و داوراش به یکی از خبرنگارها با موبایل توضیح می داد. سرمو که برگردوندم دیدم بهرام عظیمیه که با اون قیافه منحصر بفردش کنارم نشته. آقا صداشو در نیووردمو رفتم طبقه پایین و منتظر شروع مراسم شدم. همه بودند. از نیستانی گرفته تا بزرگمهر حسین پور. خلاصه مراسم با مقدمه آقای طبا طبایی شروع شدو با اجرای علیرضا خمسه ادامه یافت.
نوبت به مراسم اعلام نفرات برنده که شد دل تو دلم نبود
. برنده ها تو تمامی بخش ها اعلام شد و از اسم من خبری نبود
. خیلی دلم گرفته بود و همه زحمتام تو این دو ماه پیش از پیش رو دوشم سنگینی میکرد
.
عیبی نداره خدا بزرگه و من هم از هدفم دست بر نمی دارم.
این هم یکی از کارامه که به بخش نمایشگاه دوسالانه با موضوع پول
راه یافت.
قضاوت با شما ![]()


این کاریکاتور شیر فرهاده که افسارشو داده بدسته سیامک انصاری وداره کوله بار عشق و نخودشو حمل میکنه البته چون با دوربین موبایل از این کاریکاتور عکس گرفتم چندان با کیفیت از آب در نیومده!
توفیقی بدست نیاوردند.
کاریکاتور چهره رایس نخست وزیر خوشگل آمریکا![]()

خلاصه مرتب از این شاخه به اون شاخه میپریدم
میدونستم یه گمشده دارم ولی نتونسته بودم پیداش کنم.
تا اینکه با مجله طنز و کاریکاتور آشنا شدم.
وقتی باسه اولین بار چشم به کاریکاتورهای سردبیر مجله آقای جواد علیزاده افتاد به خودم گفتم که این همونیه که دنبالش میگشتی.
شروع کردم به کپی از کارهای استاد علیزاده. خیلی از فرم هاشور زدناش خوشم میومد. از این اتفاق خجسته ۲ سال گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم در مسابقه کاریکاتور چهره مجله شرکت کنم. موضوع مسابقه کاریکاتور چهره فوتبالیست ایتالیایی جان فرانکو زولا بود . خیله به کاریکاتور چهره علاقه داشتم و مدرسه که میرفتم بجای درس خوندن کاریکاتور معلم هامو میکشیدم. خلاصه تو مسابقه کاریکاتور شرکت کردم و انصافاً هم نسبت به سنم خیلی حرفه ای کشیدم. تو مساقبه کاریکاتور اول شدم. وقتی این خبرو تو مجله خوندم از خوشحالی تو خودم نمی گنجیدم
از اون موقع بود که خودمو باور کردم و بجز کشیدن کاریکاتور کار دیگه ای نداشتم
در همین جا از آقای جواد علیزاده که بطور غیر مستقیم باعث کشف استعداد من شدند تشکر میکنم![]()
اینم کاریکاتور استاد علیزاده که امیدوارم خوششون بیاد![]()




